الملا فتح الله الكاشاني
336
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دستهاى ايشان را بر گردنهاى ايشان بندند و يا آنكه هر يك را باقرين او از ديوى كه مضل او بوده باشد بسلسلهء آتشين به يكديگر باز بندند * ( دَعَوْا هُنالِكَ ) * بخوانند بر خود در آن مقام * ( ثُبُوراً ) * هلاكت را يعنى نفرين كنند بر خود به هلاكت يا گويند وا ثبوراه و اين كلمه كسى گويد كه آرزومند هلاك باشد و در اكثر تفاسير آمده كه مشركان نزد اينحال ندا كنند يا ثبوراه تعال فهذا حينك و زمانك اى هلاكت بيا كه اينوقت تو است و در تيسير و اغلب تفاسير ديگر از انس بن مالك روايت كردهاند كه اول كسى را كه از اهل دوزخ جامهء آتش بپوشانند ابليس باشد و آن جامه از ابروانش تا بقدم رسيده باشد چنان كه به زمين ميكشد و ميرود و ذريهء او از قفاى او روند و فرياد وا ثبوراه بر كشند و روند تا بكنار دوزخ و حقتعالى يا ملكى بفرمان او ايشان را گويد و يا ايشان مستحق اين باشند كه در حق ايشان گويند و اگر چه قايلى نباشد كه * ( لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ) * مخوانيد امروز * ( ثُبُوراً واحِداً ) * يكى ثبور را * ( وَادْعُوا ) * و بخوانيد بر خود در اينمقام * ( ثُبُوراً كَثِيراً ) * ثبور بسيار را يعنى يك بار نفرين بر خود مكنيد بلكه نفرين بسيار كنيد زيرا كه شما را انواع عذاب خواهد بود و هر نوع را بواسطهء شدت و فظاعت ثبور واقع خواهد شد يا آنكه هر چند هلاك گردند باز مخلوق شوند و ايشان هر نوبت كه زنده شوند اعادهء لفظ ثبور كنند كه كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ و هلاكت ايشان را غايتى و نهايتى نباشد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) آنان را كه به فقر و فاقه سرزنش تو ميكنند * ( ذلِكَ ) * آيا گنج و بوستان دنيا * ( خَيْرٌ ) * بهتر است * ( أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي ) * يا آن بهشت جاويد كه * ( وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ) * وعده داده شدهاند پرهيزكاران به داخل شدن در آن و نزد اكثر مفسران مشار اليه اسم ذلك سعير موصوفست يعنى اى محمد ( ص ) بگو بمشركان بر سبيل تهكم و تقريع كه آيا اينكه وصف كرده شد از انواع عذاب دوزخ و اصناف عقاب آن بهتر است يا بهشت خلد كه موعود است براى متقيان عايد موصول محذوفست و تقدير آنكه التي وعدها المتقين و اضافهء جنت به خلد از براى مدح است و يا به جهت دلالت بر خلودان و يا تميزان از جنات دنيا و استفهام و تفصيل و ترديد براى تقريع يا تهكم و نيز در صفت جنت ميفرمايد كه * ( كانَتْ ) * هست بهشت در علم خداى يا در لوح يا آنكه چون موعود الهى متحقق الوقوع است پس گويا بهشت كاين شده است * ( لَهُمْ ) * مر متقيان را * ( جَزاءً ) * پاداش كردار ايشان * ( وَمَصِيراً ) * و بازگشتى كه رجوع بدان نمايند در آخرت و در آن قرار گيرند ذكر اينكلام براى مدح ثوابست در معنى كريمهء نِعْمَ الثَّوابُ وَ